تبليغاتX
تربیت بدنی
در مواردی که نام سازنده ذکر نشده اطلاعات کافی در دسترس نبوده !

خانوم صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود
با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!

فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود
"هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت
...
پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود
"اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !

روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!
فریاد زد
ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!

همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه
ساده زندگی کن ،جوانمردانه دوست بدار ، و به فکر دوست دارانت باش
+ نوشته شده توسط صادق صابری در 91/02/26 و ساعت 20:17 |
برای درخشندگی مو

 
Add one teaspoon of vinegar to hair, then wash hair
یك قاشق سركه به موهای خود زده، سپس آب بكشید




To get pure and clean ice
برای به دست آوردن یخ پاك و تمیز



Boil water first before freezing
آب را اول بجوشانید



To make the mirror shine
برای درخشندگی آینه



Clean with spirits
آن را با اسپرایت پاك كنید



To remove chewing gum from clothes
برای پاك كردن آدامس از روی لباس



Keep the cloth in the freezer for an hour
لباس را به مدت 1 ساعت در فریزر قرار دهید



For polished to make white clothes
برای جلا بخشیدن به لباس های سفید



Soak white clothes in hot water with a slice of lemon for 10 minutes
لباس را همراه با یك تكه لیمو به مدت 10 دقیقه در آب داغ خیس كنید



To avoid tears while cutting onions
برای جلوگیری از ریزش اشك هنگام پوست كندن پیاز



Chew gum
آدامس بجوید



To boil potatoes quickly
برای جوشاندن سریع سیب زمینی



Skin one potato from one side only before boiling
پیش از جوشاندن سیب زمینی را فقط از یك جهت پوست بگیرید



To boil eggs quickly
برای جوشاندن سریع تخم مرغ



Add salt to the water and boil
به آب آن نمك اضافه كنید



To check freshness of fish
برای امتحان تازه بودن ماهی



Put it in a bowl of cold water. If the fish floats, its fresh
آن را در یك كاسه آب سرد بگذارید. در صورتی كه ماهی شناور شود تازه است



To check freshness of eggs
برای امتحان تازگی تخم مرغ



Put the egg in water. If it becomes horizontal, its fresh. If it becomes slanting, its 3-4 days old. If it becomes vertical, its 10 days old. If it floats, its stale
آن را در آب بگذارید اگر به صورت افقی قرار گرفت تازه است. اگر به صورت كج قرار گرفت 3-4 روزه است. اگر عمودی قرار گرفت 10 روزه است. اگر شناور شد كهنه است



To remove ink from clothes
برای پاك كردن اثر جوهر از روی لباس



Put toothpaste on the ink spots generously and let it dry completely, then wash
خمیر دندان را روی لكه جوهر قرار دهید و بگذارید خشك شود سپس بشویید



Ants to escape
برای فرار مورچه ها



Keep the skin of cucumbers near the place or ant hole
پوست خیار را نزدیك سوراخ مورچه‌ها قرار دهید



To get rid of mice or rats
برای خلاص شدن از دست موش



Sprinkle black pepper in places where you find mice or rats. They will run away
در محلی كه موش را پیدا كرده‌اید فلفل سیاه بپاشید. موشها فرار خواهند كرد



To get rid of mosquitoes at night
برای خلاص شدن از دست حشرات در هنگام شب



Keep leaves of mint near your bed or pillows and in around the room
برگهای نعنا را نزدیك تخت و بالش و در اطراف اطاق خود قرار دهید
+ نوشته شده توسط صادق صابری در 91/02/26 و ساعت 20:10 |

من کی هستم؟

این متن نوشته خانم " بلقیس سلیمانی" یکی از نویسندگان  معاصر است

============ =========

من« دوشيزه مکرمه» هستم

وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و  همزمان قند توي دلم آب مي شود.

============ ========= =====

من «مرحومه مغفوره» هستم

وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم .

============ ========= ========= =

من «والده مکرمه» هستم

وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي  خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند ..

============ ========= ========= ===

من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم،

وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش  البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند

============ ========= ========= ===

 

من «زوجه» هستم،

وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه فقط بيست و پنج هزار تومان ، بدهد

===========================================

من «سرپرست خانوار» هستم،

وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.


  ============ ========= ========= ===

من «خوشگله» هستم،

وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

  ============ ========= ========= ===

من «مجيد» هستم،

وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.

  ============ ========= ========= ===

من «ضعيفه» هستم،

وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند..

 ============ ========= ========= ===

من «بي بي» هستم،

وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند

============ ========= ========= ===

من «مامي» هستم،

وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند..

============ ========= ========= ===

من «مادر» هستم،

وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

============ ========= ========= ===

من «زنيکه» هستم،

وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشت ماشينش در پارکينگ مي شنود.

============ ========= ========= ===

من «ماماني» هستم،

وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

=========== ========= ========= ===

من «ننه» هستم،

وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

============ ========= ========= ===

من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم،

وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.

============ ========= ========= ===

من «بانو» هستم،

وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.

============ ========= ========= ===

من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي ، عزيزم،عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.

============ ========= ========= ===

من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي یقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.

============ ========= ========= ===

من در محاوره ی ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره،مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و....» هستم.

============ ========= ========= ===

دامادم به من «وروره جادو» مي گويد

========= ========= ===

حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.

============ ========= ========= ===

من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.

============ ========= ========= ===

مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند

+ نوشته شده توسط صادق صابری در 89/12/15 و ساعت 0:47 |
پروژه گاوهای چینی: بزرگترین دستگاه تبدیل کود به الکتریسیته
 
hamtaraneh.comیکی از مزارع گاو شیری در چین با استفاده از کود تولیدی ۶۰ هزار گاو به تولید الکتریسیته پرداخته است. آنها با استفاده از دستگاه تبدیل متان ۵.۶۶ مگاوات برق تولید کردند. این میزان نیرو تفریبا برای استفاده ۳۵۰۰ خانه کافی به نظر می رسد.

گاوداری هوی شان دستگاه مبدل متانی تولید کرده است که ۱۰ برابر بزرگتر از نسخه های مشابه اش است. این دستگاه از ۴ موتور جنرال الکتریک برای بخش ژنراتور پایه گازی اش استفاده می کند و با تخمیر تاپاله گاوها و استخراج متان از آن به تولید برق می پردازد.

مهمترین نکته در خصوص این دستگاه، سازگاری بیشتر آن با طبیعت و تولید بسیار بالاترش نسبت به دستگاه های مشابه است. دستگاه هایی که امروزه مورد استفاده قرار می گیرند تنها قادر به تولید ۲ مگاوات برق در این مقیاس هستند. از دیگر مزایای این دستگاه در کنار تولید الکتریسیته، می توان به مهار کردن و تبدیل گاز متان به انرژی اشاره کرد، که به عنوان یک گاز گلخانه ای ۲۳ مرتبه قویتر و مضر تر از دی اکسید کربن است.
+ نوشته شده توسط صادق صابری در 89/10/03 و ساعت 18:57 |

پس از کلي دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم...ما همديگرو به حد مرگ دوست داشتيم

سالاي اول زندگيمون خيلي خوب بود...اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس مي کرديم...

مي دونستيم بچه دار نمي شيم...ولي نمي دونستيم که مشکل از کدوم يکي از ماست...اولاش نمي خواستيم بدونيم...با خودمون مي گفتيم...عشقمون واسه يه زندگي رويايي کافيه...بچه مي خوايم چي کار؟...در واقع خودمونو گول مي زديم... هم من هم اون...هر دومون عاشق بچه بوديم...

تا اينکه يه روز علي نشست رو به روم گفت...اگه مشکل از من باشه ...تو چي کار مي کني؟...فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم...خيلي سريع بهش گفتم...من حاضرم به خاطر تو رو همه چي خط سياه بکشم...علي که انگار خيالش راحت شده بود يه نفس راحت کشيد و از سر ميز بلند شد و راه افتاد...

گفتم:تو چي؟گفت:من؟

گفتم:آره...اگه مشکل از من باشه...تو چي کار مي کني؟

برگشت...زل زد به چشام...گفت:تو به عشق من شک داري؟...فرصت جواب ندادو

گفت:من وجود تو رو با هيچي عوض نمي کنم...

با لبخندي که رو صورتم نمايان شد خيالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره...

گفتم:پس فردا مي ريم آزمايشگاه...

گفت:موافقم...فردا مي ريم...

و رفتيم...نمي دونم چرا اما دلم مث سير و سرکه مي جوشيد...اگه واقعا عيب از من بود چي؟...سر خودمو با کار گرم کردم تا ديگه فرصت

فکر کردن به اين حرفارو به خودم ندم...

طبق قرارمون صبح رفتيم آزمايشگاه...هم من هم اون...هر دو آزمايش داديم...بهمون گفتن جواب تا يک هفته ديگه حاضره...

يه هفته واسمون قد صد سال طول کشيد...اضطرابو مي شد خيلي اسون تو چهره هردومون ديد...با اين حال به همديگه اطمينان مي داديم

که جواب ازمايش واسه هيچ کدوممون مهم نيس...

بالاخره اون روز رسيد...علي مث هميشه رفت سر کار و من خودم بايد جواب ازمايش و مي گرفتم...دستام مث بيد مي لرزيد...داخل ازمايشگاه شدم...

علي که اومد خسته بود...اما کنجکاو...ازم پرسيد جوابو گرفتي؟

که منم زدم زير گريه...فهميد که مشکل از منه...اما نمي دونم که تغيير چهره اش از ناراحتي بود...يا از خوشحالي...روزا مي گذشتن و علي روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر مي شد...تا اينکه يه روز که ديگه صبرم از اين رفتاراش طاق شده بود...بهش گفتم:علي...تو چته؟چرا اين جوري مي کني...؟

اونم عقده شو خالي کرد گفت:من بچه دوس دارم مهناز...مگه گناهم چيه؟...من نمي تونم يه عمر بي بچه تو يه خونه سر کنم...

دهنم خشک شده بود...چشام پراشک...گفتم اما تو خودت گفتي همه جوره منو دوس داري...گفتي حاضري بخاطرم قيد بچه رو بزني...پس چي شد؟

گفت:آره گفتم...اما اشتباه کردم...الان مي بينم نمي تونم...نمي کشم...

نخواستم بحثو ادامه بدم...پي يه جاي خلوت مي گشتم تا يه دل سير گريه کنم...و اتاق و انتخاب کردم...

من و علي ديگه با هم حرفي نزديم...تا اينکه علي احضاريه اورد برام و گفت مي خوام طلاقت بدم...يا زن بگيرم...نمي تونم خرج دو نفرو با هم بدم...بنابراين از فردا تو واسه خودت...منم واسه خودم...

دلم شکست...نمي تونستم باور کنم کسي که يه عمر به حرفاي قشنگش دل خوش کرده بودم...حالا به همه چي پا زده...

ديگه طاقت نياوردم لباسامو پوشيدمو ساکمم بستم...برگه جواب ازمايش هنوز توي جيب مانتوام بود...

درش اوردم يه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم...احضاريه رو برداشتم و از خونه زدم بيرون...

توي نامه نوشت بودم:

علي جان...سلام...

اميدوارم پاي حرفت واساده باشي و منو طلاق بدي...چون اگه اين کارو نکني خودم

ازت جدا مي شم...

مي دوني که مي تونم...دادگاه اين حقو به من مي ده که از مردي که بچه دار نمي

شه جدا شم...وقتي جواب ازمايشار و گرفتم و ديدم که عيب از توئه...باور کن اون قدر

برام بي اهميت بود که حاضر

بودم برگه رو همون جاپاره کنم...

اما نمي دونم چرا خواستم يه بار ديگه عشقت به من ثابت شه...

براي خودم متاسفم...اين که يه عمر مو...بهترين لحظات عمرمو پاي چه ادمي هر

دادم...يه ادم دورنگ...يه ادم دروغگو...

توي دادگاه منتظرتم...امضا...مهناز

از طرف

bigleder_mahnazasalbaba@yahoo.com

+ نوشته شده توسط صادق صابری در 89/10/03 و ساعت 17:38 |
تو را به جای همه زنانی که نشناختم دوست دارم .
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم .
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می‌شود
و برای نخستین گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم .
بی تو جز گستره‌ یی بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.
تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید رخشانی که بر من می‌تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز

پل الوار



از طرف :

omidheshmati@yahoo.com

+ نوشته شده توسط صادق صابری در 89/09/25 و ساعت 23:10 |
کاناهای صدا و سیما روی Intelsat 902 :
۱- شبکه های ۱ و۲ ۳و ۴و ۵(شبکه تهران)و خبر و آموزش وقرآن و جام جم ۳ و پرس :
فرکانس: ۱۱۵۵۵ سیمبل ریت:۲۷۵۰۰ قطبیت:عمودی ( V )

۲- شبکه های استانهای فارس و کهکولیه و خلیج فارس و بوشهر:
فرکانس:۱۱۱۰۳ سیمبل ریت:۱۰۰۰۰ قطبیت:عمودی ( V )

۳- شبکه استان خوزستان: فرکانس:۱۰۹۶۲سیمبل ریت:۵۳۰۰ قطبیت: عمودی

۴- شبکه استان مازندران: فرکانس :۱۰۹۸۰ سیمبل ریت:۵۳۰۰ قطبیت: عمودی

۵- شبکه استان اصفهان:فرکانس:۱۱۰۸۸ سیمبل ریت:۳۶۰۰ قطبیت: عمودی

۶- شبکه استانی خراسان:فرکانس:۱۰۹۹۳ سیمبل ریت:۳۶۱۰ قطبیت:عمودی

۷-شبکه های استانهای کرمانشاه،ایلام و کردستان:
فرکانس:۱۰۹۷۱ سیمبل ریت:۸۱۵۰ قطبیت: عمودی

۸-شبکه های استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل:
فرکانس:10990 سیمبل ریت:5310 قطبیت: عمودی

9- شبکه استان آذربایجان غربی: فرکانس:11093سیمبل ریت:3600 قطبیت:عمودی

توجه داشته باشید که کانالهای استانی ضعیف تر هستند بنابراین دیش باید کاملا تنظیم باشد. برای تنظیم دیش از فرکانس شبکه های سراسری استفاده کنید.


برخی کانالهای استانی هم بر روی ماهواره Asiasat 3S 105.5 E قابل دریافت هستند:

1- شبکه های 1و2و3و4و5وآموزش و خبر و قرآن و جام جم 3 و پرس و سحر:
فرکانس:12351.75 سیمبل ریت:30000 قطبیت: عمودی

2- شبکه استان سیستان و بلوچستان:فرکانس:12382 سیمبل ریت:3100 قطبیت:عمودی

3- شبکه استان کرمان:فرکانس:12459 سیمبل ریت:7600 قطبیت:عمودی

4-شبکه استان یزد: فرکانس:۱۲۳۷۸ سیمبل ریت:3100 قطبیت عمودی
+ نوشته شده توسط صادق صابری در 89/09/25 و ساعت 22:55 |
یک فیلم جالب از قطع درختان

این خیاره درخت نیست

رمز فایل : doostaneman.mihanblog.com

دریافت

دریافت


+ نوشته شده توسط صادق صابری در 89/09/25 و ساعت 21:55 |


طراح قالب
صادق صابری